حس و حال روزي كه ويزا گرفتم
راستش دلم نيومد، مطلبي كه توي اين تاپيك توي فروم نوشتم اينجا نيارم.
دوست داشتم كه دوستان بدونند كه هيج وقت نبايد اميدشون رو از دست بدند و اگه تلاش كنند ان شاا... مي تونند به هدفشون توي مهاجرت دست پيدا كنند
اصلا نمي تونستم تصور كنم كه روزي منم تو اين تاپيك چيز بنويسم و الان خيلي خوشحالم كه اين روز رو دارم مي بينم.
سرگذشت منم تقريبا شبيه شايسته جونه. ديگه دهه
شصتي ايم و همه بدبختي ها و بدشانسي هامون يه جوره. هر وقت دست به كاري ميزنيم
حداقل يه ميليون رقيب داريم.![]()
آبان سال 88 بود كه به طور اتفاقي از يكي از همكارهامون شنيدم كه باجناقش براي استراليا اقدام كرده. كلي از استراليا تعريف كرد و با صحبتهايي كه شد فهميدم شرايطشون خيلي شبيه منه. به قول شايسته جون تازه اون موقع فهميدم كه مهاجرت فقط براي پولدارها و بورسيه شده ها نيست. (همش به خودم مي گم كاش يه همچين آدمي حداقل يكي دو سال زودتر سر راهم قرار مي گرفت. مطمئنا الان ديگه پاسپورت استراليايي ام رو هم گرفته بودم و زندگيم از اين رو به اون رو شده بود).
شماره خواهرخانمش و وكيلش رو بهم داد. سرتون درد نيارم يه جلسه مشاوره رايگان از وكيل گرفتيم و امتيازها رو حساب كرديم و معلوم شد بععععععله ما هم شايد بتونيم بريم.
همسر گرامي مخم رو زد و گفت:"نمي خواد الكي پول به وكيل بدي، خودت
بدون وكيل اقدام كن". ما هم براي اولين بار به حرفش گوش داديم.
خودمون كفشهاي
آهنين رو پوشيديم و رفتيم دنبال كسب اطلاعات و جمع و جور كردن مدارك و خوندن زبان
و ....
با محاسباتي كه كرده بودم 1.5 سال تا 30 سالگي وقت داشتم و تازه 15 امتياز هم
اضافه مي آرودم و خودم رو قبل از 30 سالگي تو استراليا مي ديدم. ولي چشمتون روز بد
نبينه
كه "عشق آسان نمود اول- ولي افتاد مشكلها"![]()
همراه با خوندن براي آيلتس،مدارك اسسم رو به
هزار زحمت جور كردم. مدركم هنوز آماده نبود و تا اين دانشگاههاي زپرتي دولتي بخوان
بجنبند و به درخواستم پاسخ بدن 4 ماه طول كشيد و خورد به خرداد 89 و جالبه كه تو
اون دانشگاه به اون بزرگي حتي يه نفر هم پاسخگو نبود و علي رغم پيگيريهاي زياد من
و حتي مراجعه حضوري به شهرستان تا پايان تعطيلات تابستان كسي مدركي دست ما نداد.![]()
هر چي بهشون مي گفتم كه بابا من عجله دارم، آخه مگه مي شه صدور مدرك يه سال طول
بكشه. يه كم بجنبين ولي كو گوش شنوا. خلاصه بعد يه سال تازه مهر 89 مدركم صادر شد
با كلي غلط( شماره شناسنامه و نام رشته ام). اين ديگه نوبرشه.
دوباره درخواست
اصلاح دادم و گفتند حداقل دو ماه ديگه بايد صبر كني.![]()
ضمنا اين نكته هم فراموش نشه كه تو اداره دولتي
اگه بفهمن مي ري خارج جونت رو بالا مي يارن. با هزار دوز و كلك تونستم راضيشون كنم
كه يه سابقه كار بهم بدن. واسه اينكه شك نكنند كه براي خارج مي خوام مجبور شدم متن
انگليسي خودم رو به فارسي برگردونم و خطاب به يه دانشگاهي امضاشون رو بگيرم. و بعد
100 هزار تومان به دارالترجمه دادم كه از همون سابقه انگليسي خودم استفاده كنند و
ترجمه اش كنند(مي ترسيدم بحثهاي تخصصي رو لغت به لغت ترجمه كنند و يه سابقه كار
هچل هفت دربياد)![]()
من كه يه سال و پنج ماه وقت داشتم، با گذشت يه سال و دو ماه از شروع كارم، فقط تونسته بودم براي اسس اپلاي كنم و متاسفانه دقيقا يه هفته قبل كريسمس مداركم رو با پست ارسال كردم و متاسفانه استراليا تو خواب تعطيلات فرو رفته بود.
مي گفتند اسس حداكثر 2 ماهه مي ياد ولي 2 ماه شد و از سازمان ACS خبري نشد.خوشبختانه آيلتس 6.5 ام دستم بود و فقط منتظر جواب ACS بودم كه لاج كنم. مي ترسيدم ايميل بزنم و باعث شم كه ديرتر بياد واسه همين تا سر 3 ماه صبر كردم(اين بزرگترين اشتباه پروسه مهاجرتم بود. چون اگه زودتر بهشون ايميل مي زدم و شرايطم رو توضيح مي دادم قطعا زير 2 ماه جوابم رو مي دادند)
يه ماه ديگه 30 سالم مي شد
و هنوز مدرك اسسم بعد
3 ماه و نيم نيومده بود. بارها صفحات لاج رو تا آخرين صفحه رفته بودم كه هر وقت
روز كه اسسم اومد فقط OK كنم.
ولي زهي خيال باطل.هنوز يه روزنه اميدي به
امتياز MODL داشتم كه اونم دقيقا يه
هفته قبل از تولدم برداشته شد.![]()
خلاصه روز تولد 30 سالگيم بدترين سالگرد تولدم
بود. فقط دوست داشتم گريه كنم.
يه هفته بعد از تولدم اسسم اومد و MODL هم شده بودم ولي چه فايده؟ نه از
امتياز MODL خبري بود و نه من امتياز
كامل سن رو داشتم.
تنها اميدم به اسپانسري گرفتن بود يا آيلتس 4 تا 7.
3-4 ماهي
زندگي رو تعطيل -همزمان براي اسپانسري كوئينزلد اقدام كرده بودم -و شروع به
خوندن آيلتس كردم.4 بار امتحان دادم ولي هر دفعه يكيش 6.5 مي شد.
كوئينزلند هم همش
بهونه مي آورد و هر روز يه چيزي مي خواست. واسه تمكن مالي مجبور شدم 27 ميليون از
يكي قرض بگيرم و نامه اش رو جور كردم. آخرش هم منو ريجكت كرد و گفت:"رشته ات
رو لازم نداريم."
بعد براي ملبورن اقدام كردم. بعد 6 ماه اونم همينطور. چند
بار ايميل اعتراض بهشون زدم ولي فايده اي نداشت. از استراليا نااميد شده بودم و
رفتم سراغ كبك و خوندن فرانسه ولي هنوز نمي تونستم دل از اين كشور زيبا بكنم.![]()
توي فروم ميديدم كه خيليها كه بعد من اومدن حتي
ويزاشون هم اومده. با حسرت به روند مهاجرتشون نگاه مي كردم. البته بعضي هاشون هم
خيلي فراز و نشيب رو پشت سر گذاشته بودند. تصميم گرفتم وبلاگي راه اندازي كنم و
كليه تجربياتم رو به ريز ارائه كنم شايد دعاي خير مردم كمكم كنه كه به هدفم برسم![]()
1 جولاي شده بود و كليه امتيازات من جمله امتياز زبان فارسي تغيير كرد. اسس و آيلتس و مدرك زبان فارسي و عمر هدر شده رو دستمون باد كرده بود.
يه مدت سراغ امتياز ناتي رفتم، نشد. اسسم اكسپاير شده بود دوباره اقدام كردم ولي فقط 5 سال سابقه كارم رو تاييد كرده بودند. رشته جديدم رو استرالياي جنوبي با اولويت بالا مي خواست براي اسپانسري آدلايد اقدام كردم. سه هفته بعد ريجكتم كرد و گفت :" تمكن ماليت رو كم نوشتي"
منم پررو پررو دوباره به عنوان اپليكنت جديد
اپلاي كردم. و همزمان مجددا براي اسس با سابقه كار اصلاح شده اقدام كردم. و تو
وبلاگم نوشتم اين آخرين تلاش من براي استرالياست اگه اين دفعه نتونم لاج كنم
استراليا رو براي هميشه مي ذارمش كنار.![]()
ديگه اين پروسه مهاجرت اعصابم رو خرد كرده بود.
خسته شده بودم. همون موقع تو اداره به خاطر يكي دو تا حرف سياسي كه در حمايت از
آقاي موسوي زده بودم برام مشكل گزينشي درست كردند و زندگيم رو سياه كرده بودند. هم
داشتم كارم رو از دست مي دادم و هم داشتند الكي الكي برام يه پرونده پر و پيمون
درست مي كردند كه ديگه هيچ جا نتونم كار كنم و هم اين دياك هر روز يه بامبولي در
مي آورد و نمي تونستم لاج كنم. ![]()
تا اينكه يه هفته اي از آدلايد ايميل زدند و گفتند اسپانسري قبول و 30 روز بيشتر وقت نداري. آيلتس و اسپانسري داشتم ولي اسس نداشتم.هنوز دو هفته نبود كه براي اسس اقدام كرده بودم. اين دفعه اشتباه دو سال پيش رو نكردم به ACS ايميل زدم وگفتم:"30 روز بيشتر وقت ندارم. اگه بعد ازاون نتيجه رو بفرستيد ديگه به دردم نمي خوره"
با كمال ناباوري يه هفته بعد جواب اسسم رو دادند
با 8 سال سابقه كار تاييد شده و ليسانس معادل استراليا.
سر از پا نمي شناختم.
واقعا
من مي تونم لاج كنم.
واقعا شادي اي كه موقع لاج داشتم موقع ويزا نداشتم. به طور
باورنكردني همه چي سريع جور شد و لاجيدم.
البته تا اينجا شد حس و حال روزي كه لاجيدم.![]()
راستش برخلاف پروسه لاجم كه اينقدر سخت بود
مرحله انتظار اذيت نشدم. يه هفته بعد از لاجم فهميدم كه يه مسافر كوچولو دارم و
احتمالا به خاطر پاقدم مبارك اون بوده كه همه چيز درست شد. هم لاجيدم، هم مشكل
گزينشم- البته بعد از گذشت يه سال اذيت و آزار - رديف شد و هم رسمي شدم و هم به بخش
تخصصي خودم منتقل شدم. ![]()
تاريخ 20 جون هم ويزام گرنت شد.
خيلي خوشحال
بودم . حس و حالي شبيه ترس و وحشت و خوشحالي.
دوستان ببخشيد كه اينقدر روده درازي كردم. اين
همه مطلب رو براي اين نوشتم كه به دوستاني كه مثل من در پروسه مهاجرتشون اذيت شدند
و ممكنه به خاطر سختي هاي و تغييرات قوانين
خداي نكرده نااميد شده باشند، با اين سرگذشت پر فراز و نشيب من در راه مهاجرت
اميدوار بشوند و به تلاششون ادامه بدن![]()
....